اوقات فراغت، ارزشمند است


 

همة ما، غير از زماني که صرف فعاليت روزانه مي‌کنيم، اوقاتي داريم که اصطلاحاً به آن ‍«اوقات فراغت» يا «زمان بيکاري» مي‌گويند.

البته منظور از اوقات فراغت، بيکاري، سرگرداني و بي‌برنامگي نيست؛ بلکه اين اوقات به زماني اطلاق مي‌شود که ما مي‌توانيم با فراغِ بال از مشغلة روزانه، به پي‌گيري برنامه‌ها يا تجديد قواي فکري و جسمي‌مان بپردازيم؛ لذا، هيچ‌گاه نبايد اوقات فراغت را با بيهوده طي کردن زمان برابر دانست يا اوقاتي را که صرف کار مي‌شود، از اوقات فراغت مهم‌تر تصور کرد؛ بلکه هر کدام از اين موارد، در جاي خود لازم و ارزشمندند. با توجه به اين مساله، در تمام کشورهاي جهان، تعطيلات آخر هفته را براي پرداختن به مسايل ديگر زندگي، مانند استراحت، تفريح و … تعيين کرده‌اند تا رشد و توسعة جامعه به نحو واقعي باشد.

به هر حال، هر فردي، با در نظر گرفتن اعتقادات مذهبي، موقعيت شغلي، سطح تحصيلات، شرايط سني و … در مورد نحوة گذراندن اوقات فراغت خود تصميم مي‌گيرد. در اين ميان، جوانان، به دليل موقعيت خاص اجتماعي و ويژگي‌هاي فردي خويش، بيش از ديگر افراد جامعه بايد در مورد اوقات فراغت خود برنامه‌ريزي و تصميم‌گيري کنند.

قبل از پرداختن به نحوة گذراندن اوقات فراغت، بهتر است به اهميت و ضرورت آن بپردازيم:

1 ـ در اوقات فراغت، جوانان مي‌توانند تجارب و يافته‌هاي علمي پژوهشگران، آثار هنرمندان، صنعتگران و … را مورد بررسي و کنکاش قرار دهند.

2 ـ اوقات فراغت، شرايطي را به وجود مي‌آورد تا جوانان بتوانند آرمان‌ها و اهداف خود را ارزيابي کنند و آنها را با توانايي و علايق شخصي خود بسنجند.

3 ـ اوقات فراغت، اين فرصت را به جوانان مي‌دهد که با رويدادهاي اجتماعي، فرهنگي و سياسي دنياي پيرامون خود بيشتر آشنا شوند.

4ـ جوانان، به دليل توانايي زياد در امر يادگيري، مي‌توانند در اوقات فراغت، متناسب با استعدادهاي خويش در برنامه‌هاي آموزشي مختلفي شرکت کنند و سطح دانش و معلومات خود را افزايش دهند.

5 ـ ارزش‌هاي والاي انساني با ارايه الگوهاي مثبت رفتاري فرارويِ جوانان قرار مي‌گيرد و اين الگوها طي اجراي برنامه‌هاي مختلف تفريحي، آموزشي، فرهنگي و … در هنگام اوقات فراغت، به جوانان معرفي مي‌شوند.

6 ـ يکي ديگر از جنبه‌هاي اوقات فراغت، حفظ فرهنگ و تمدن کهن و انتقال آن به نسل جوان است که در راستاي فعاليت‌هاي فرهنگي، همچون برگزاري اردوهاي دانش‌آموزي و … تحقق مي‌يابد.

موارد ياد شده، از جمله مهم‌ترين اهدافي هستند که ضرورت توجه به مساله اوقات فراغت را روشن مي‌سازند.

جوانان، به هنگام برنامه‌ريزي و تصميم‌گيري در مورد نحوة گذراندن اوقات فراغت، بايد موارد فوق را در نظر بگيرند. همچنين آنها  بايد علاوه بر توجه به جنبه‌هاي تفريحي در اوقات فراغت، به ابعاد علمي، فرهنگي و تربيتي آ‌ن نيز اهميت دهند؛ به طوري که بتوانند سطح معلومات خود را بالا ببرند، استعدادهاي دروني خود را کشف کنند، و نقاط ضعف خويش را شناسايي و برطرف نمايند؛ به عبارت ديگر، بر خلاف شيوة گذراندن اوقات فراغت در کشورهاي  غربي، که صرفاً به تفريح کردن و سرگرمي محض توجه دارند، به انديشيدن، خلاقيت و ابتکار بپردازند.

حتماً مي‌پرسيد: «چگونه مي‌توان به اهداف فوق دست يافت؟»

گام اوّل: تعيين هدف

بدون داشتن هدفي مشخص، نمي‌توانيم خواسته‌هاي خود را سامان دهيم و در دنيايي از خواسته‌ها و نيازها سردرگم مي‌شويم. آ‌يا مي‌خواهيم يک قطعة الکترونيکي بسازيم يا قصد داريم در يک رشتة ورزشي آموزش ببينيم؟ شايد بخواهيم استعداد خود را در زمينة هنر بسنجيم؟

هر جواني نخست بايد پاسخ چنين سؤال‌هايي را به طور دقيق و بدون هيچ ترديدي به دست آورَد و سپس با توجه به انتخاب خود، اقدام به برنامه‌ريزي کند.

گام دوّم: برنامه‌ريزي

چقدر از وقتمان را بايد براي رسيدن به اين هدف اختصاص دهيم؟

آيا پرداختن به اين مساله، تمام زمان فراغت ما را در بر مي‌گيرد؟

براي رسيدن به اين هدف، چه ابزار و وسايلي مورد نياز است؟

چه هزينه‌اي بايد صرف کنيم؟

آيا شرايط و امکانات موجود به ما اجازه مي‌دهد که هدفمان را دنبال کنيم يا بايد هدف ديگري برگزينيم؟

هر جواني بايد، با توجه به شرايط خاص و موقعيتي که دارد، جوانب مختلف برنامه‌اش را بسنجد.

گام سوّم: اجراي برنامه

پس از اين مراحل، بايد در چارچوب برنامة تعيين شده، خود را به هدف نزديک کنيم و اگر اختلالي در روند اجراي برنامه پيش آمد، با صبر و حوصله به رفع آن بپردازيم. دلسردي، سرماخوردگي، احساس ضعف و ناتواني ممکن است به دليل موانع مختلف، وجود جوان را دربرگيرد، اما جز با صبر و بردباري نمي‌توان از پس آنها برآمد.

گام چهارم: ارزيابي نتيجه

پس از اجراي برنامه، بايد به ارزيابي نتيجة کار پرداخت و بررسي کرد: آيا هدفي که در ابتدا برگزيده‌ايم، تحقق يافته است؟

تا چه ميزان خود را در اجراي برنامه موفق مي‌بينيم؟

جنبه‌هاي مثبت و منفي پيش آمده در طول انجام کار چه بوده است؟

آيا از نتيجة کار خود احساس رضايت مي‌کنيم يا افسوس زمان از دست رفته را مي‌خوريم؟

به تمامي اين سؤال‌ها بايد پاسخ گفت؛ در غير اين صورت، معلوم نمي‌شود که چه اقدامي کرده‌ايم.

اکنون که به اهميت اوقات فراغت و چگونگي سپري ساختن آن پي برديم، به اثرات بي‌توجهي به مساله اوقات فراغت مي‌پردازيم:

اگر اوقات فراغتمان را براي خود برنامه‌ريزي نکنيم و هميشه مشغول انجام وظايفي باشيم که به عنوان کار موظف محسوب مي‌شوند، به طور حتم خستگي جسمي و فکري، مجالي براي انديشيدن و تجربه کردن باقي نخواهد گذاشت؛ علاوه بر آن، نمي‌توان از آثار ارايه شدة ديگران نيز استفاده کرد يا توانايي و استعدادها را محک زد.

خلاصه آ‌نکه، بايد براي اوقات فراغت خود برنامه‌اي تنظيم کنيم که با موارد زير هماهنگي داشته باشد:

1ـ در حدّ اندازة امکانات و توانايي مادي ما باشد؛

2ـ علايق و استعدادهاي فردي ما را در نظر بگيرد؛

3ـ تجربه‌اي سودمند براي ما به ارمغان آورد. 



لینک منبع