مصاحبه با رتبه 1 ارشد 96 رشته های مدیریت کارآفرینی و جهانگردی


مصاحبه اختصاصی با رتبه 1 ارشد 96 رشته های مدیریت کارآفرینی و مدیریت جهانگردی

به همراه کارنامه های سپهر لطفی

 

 

 

با سلام، لطفا خودتون رو به طور کامل برای ما معرفی نمایید :

– با سلام. سپهر لطفی هستم. متولد سال 1372 در تهران. فارغ التحصیل مهندسی صنایع از دانشگاه خواجه نصیرالدین طوسی در مقطع کارشناسی. فعال در زمینه کارآفرینی و استارتاپ.

 

 

رتبه شما در کنکور کارشناسی ارشد چند شد؟

– بنده رتبه یک مدیریت کارآفرینی و نیز رتبه یک مدیریت جهانگردی را در کنکور کارشناسی ارشد سال 96 کسب کردم.
رتبه هایم در گرایش های دیگر به این صورت بوده:
کارآفرینی: 1 – جهانگردی: 1 – بازرگانی: 17 – فناوری اطلاعات: 15- دولتی: 31 – صنعتی 37 – تکنولوژی: 21 – منابع انسانی: 15
درصد هایم نیز به این صورت است (برای رشته مدیریت): زبان: 60 – ریاضی: 30 – اقتصاد: 85 – تئوری مدیریت: 54 – اسلام: 11 – بازاریابی: 51 – مبانی کارآفرینی: 68

من کنکور مدیریت جهانگردی را که به صورت شناور بود و امکانش بود که به عنوان کنکور دوم هم در آن نیز شرکت کنیم، امتحان دادم.
برای رشته مدیریت جهانگردی: زبان: 38 – برنامه ریزی توسعه و اقتصاد جهانگردی: 62 – روش های کمی در جهانگردی و ریاضیات: 25 – مدیریت بازاریابی و اصول مدیریت: 71 – علوم اجتماعی: 10 – تایخ و جغرافیا: 6

 

 

آیا اولین باری بود که در کنکور کارشناسی ارشد شرکت میکردی :

– بله برای بار اولم بود

 

در صورتی که رتبه خوبی کسب میکردید ولی نه رتبه عالی و نمی تونستین به دانشگاه مد نظرتون برین آیا انتخاب رشته میکردین یا برای سال بعد میخوندین ؟

– اگر دولتی های به غیر از دانشگاه تهران قبول می شدم مانند شهید بهشتی یا علامه انتخاب رشته می کردم قطعا ولی اگر رتبم خیلی بد بود نه.

 

استارت اصلی رو از کی برای کنکور زدین و روزانه چند ساعت درس میخوندین؟

– استارت اصلی را از اول اسفند زدم ولی از دو سه هفته قبل ترش به دنبال منابع خوب می گشتم تا بتوانم با توجه به وقت کمی که داشتم عملکردم را بالا ببرم. تقریبا روزانه 6 الی 7 ساعت درس می خواندم.

 

بدون مقدمه برایمان بفرمایید به طور کلی چرا کارشناسی ارشد؟ از چه زمانی این علاقه را در خود احساس کردید و تصمیم گرفته بودید تا مقطع ارشد ادامه بدهید؟ قبل از طی کردن این مسیر آیا با کسی هم مشورت کردید؟

– زمانی که هنوز لیسانسم را نگرفته بودم اصلا به دنبال ارشد نبودم. حداقلش به ادامه تحصیل در رشته خودم فکر نمی کردم. آن زمان از رشته مدیریت خوشم می آمد ولی به طور جدی تصمیم نگرفته بودم. تا اینکه به ترم نهم کارشناسیم که ترم آخرم هم بود رسیدم. حدود آبان ماه بود که دوستم مهران رضایی من را با رشته مدیریت فناوری اطلاعات و مدیریت کارآفرینی آشنا کرد و به نوعی من را به سمت مطالعه برای ارشد و شرکت کردن در کنکور هل داد و کلی تشویقم کرد. خود دوستم هم رتبه 2 مدیریت کارآفرینی شد امسال. خودم هم با جستجویی که کردم دیدم رشته مدیریت کارآفرینی همان رشته ای هست به دنبالش بودم و از سیلابس دروس و محیط دانشکده کارآفرینی بسیار خوشم آمد. ولی همان موقع شروع به مطالعه نکردم. بهمن ماه درسم تمام شد و از اول اسفند شروع کردم.

 

منابع و کتابهایی رو که برای هر درس استفاده میکردین رو هم اگه ممکنه بفرمایید ؟

زبان: برای این درس جلد یک زیر ذره بین که اختصاص به لغت دارد را خواندم و اعتقاد دارم برای سوالات گرامر و متن های تخصصی مرور کنکور های سال گذشته و خوب بلد شدنشان کفایت می کند ولی حتما برای 10 سوال مربوط به لغات جلد اول زیر ذره بین لازم بود.
ریاضی و آمار: برای هر دو من از کتاب آقای رنجبران استفاده کردم و راضی بودم در کل. هم درسنامه و هم تستا خوب بودند.
تئوری مدیریت: من کتاب آقای سید جوادین را مطالعه کردم و همین یک کتاب به نظرم کفایت می کند و من که خیلی راضی بودم.
اقتصاد: هم برای خرد و هم برای کلان از کتاب آقای دکتر نظری استفاده کردم و به نظرم عالی هستند و من بسیار راضی بودم.
اسلام: من فقط 2000 تست خواندم که هیچ نتیجه ای نگرفتم. توصیه من به داوطلبین این است که هم کتاب دکتر مقیمی و هم کتاب 2000 تست را با هم بخوانند.
بازاریابی: کتاب آقای مناجاتی را مطالعه کردم فقط که به نظرم مناسب آمد. البته دوستانم از کتاب آقای مروج هم راضی بودند.
مبانی کارآفرینی: مبانی کارآفرینی نوشته دکتر احمدپور داریانی و دکتر مقیمی و کتاب جامع کارآفرینی دکتر احمدپور داریانی که مخصوص کنکور هست. من این دو کتاب را خواندم و کاملا مناسب بود.
توصیه ام این است که داشتن چند تا منبع برای یک درس اصلا کار درستی نیست و بدتر آدم گیج می شود. یک منبع را درست انتخاب کنیم و آن را چند بار و عمیق بخوانیم به نظرم بهترین نتیجه را به دنبال خواهد داشت.

 

آیا درسی رو حذف کردید؟

– خیر هیچ درسی را حذف نکردم. به نظرم یکی از اشتباهاتی که داوطلبین کنکور می توانند انجام دهند حذف کردن یک درس هست. حتی اگر شده فقط 4 روز هم یک درس را بخوانیم به نظرم بهتر است بخوانیم. زدن فقط دو تا تست بهتر از سفید گذاشتنش هست.

 

در آن ایام تفریح هم داشتید؟

– تفریح که نه. فقط روز اول عید مطالعه نداشتم و به مهمانی رفتم. در طول عید هم تفریحم فقط یکی دو بار بیرون رفتن بود. چک کردن تلگرام و اینستاگرام را به شدت محدود کردم. در کل از اول اسفند تا روز کنکور جمعا هفت روزش را مطالعه نداشتم.

 

اصلا چه کلاسهایی شرکت کردید؟ جزوه می خوانید؟

– هیچ کلاسی شرکت نکردم. به نظر خودم همان منابعی که معرفی کردم را شخصی اگر عمیق بخواند بدون نیاز به هیچ کلاسی حتی در عرض دو ماه می تواند رتبه خوبی به دست بیاورد. یکی دو تا جزوه کوچک هم بود که به دردم نخورد. به نظرم بهترین منبع و مرجع سوالات کنکور هست. داوطلبین فقط با ارزیابی سوالات 10 سال اخیر کنکور می توانند چیزهای زیادی را متوجه شوند.

 

زمان شروع به خواندن برای خودتان چه رتبه ای متصور شده بودید؟

– راستش من از همان اول زیاد رتبه ام برایم مهم نبود فقط قبولی در یک دانشگاه دولتی در تهران برایم مهم بود. اعتقادم این بود که آدم برای این که بخواهد رتبه خوب سه رقمی به دست بیاورد حتما باید برای رتبه یک بخواند تا بتواند سه رقمی به دست بیاورد. یک مدتی که گذشت دیدم دارم در مطالعه و تست زنی خوب پیش میروم. روی همین اساس به فکر این افتادم که جدی تر به تک رقمی شدن فکر کنم. دو سه هفته قبل از کنکور این احساس را داشتم که تک رقمی میشوم.

 

برنامه درسی شما در این ایام چگونه بود و میانگین روزانه چند ساعت مطالعه می کردید؟

– روزانه 6 الی 7 ساعت و بعضی روزها هم کمتر از این مقدار مطالعه می کردم. باید بگم که با توجه رشته لیسانسم پایه ریاضی و آمارم خوب بود و نیازی به یادگیری مباحث نداشتم و منابع را فقط جهت یادآوری مطالب و تست زنی میخواندم. پایه زبانم هم در بحث متن ها و تا حدودی گرامر خوب بود ولی برای لغات آمادگی کامل نداشتم و نیاز به مطالعه زیادی بود. برای دروس تئوری مدیریت یا بازاریابی پیش زمینه های کوچکی داشتم ولی برای کنکور کافی نبود. برای دروس حفظی روشم به این صورت بود که برای یک درسی مثل بازاریابی یا اسلام 3 الی 4 روز وقت میگذاشتم. در این مدت بکوب و به صورت جنگی سعی می کردم یک دور روخوانی عمیقی از اکثر فصول آن درس داشته باشم. خوبی این روش این است که در یک مدت کم روح مطالب را متوجه می شوید و پایه تان ساخته می شود و برای کسی که تغییر رشته ای هست روش خوبی است تا با موضوعات جدید آشنا شود. بعد از این مدت همین روش را برای یک درس دیگر به کار می بردم. به این صورت در عرض بیست الی سی روز با تمام مطالب کنکور آشنا شدم. بعد از این قضیه شروع به تست زنی کردم و دیگر نگاه نکردم که ببینم مطالبی که خوانده ام را یادم مانده یا نمانده. خودم را سپردم به تست تا با تست دروس را یاد بگیرم. دیگر وقتم را با مطالعه و روخوانی دوباره درسنامه ها هدر ندادم. تا روز کنکور فقط با تست سروکار داشتم و بعضا روز هایی هم بود که نیاز به مطالعه و روخوانی مطالب به صورت تکرار وجود داشت. در کل من دروس بازاریابی، اسلام، اقتصاد و لغات زبان و مبانی کارآفرینی را دو دور (یک دور عمیق و یک دور هم نزدیک کنکور به صورت روزنامه وار نسیتا عمیق) خواندم و دروس ریاضی و آمار، گرامر و متون زبان و تئوری مدیریت را یک دور به صورت عمیق خواندم. تمام دروس را نیز یک دور کامل تست ها را زدم و جواب ها را تحلیل کردم و یاد گرفتم. مهمترین نکته در مطالعه به نظرم تحلیل جواب سوالات کنکور هست.

 

آیا در آن ایام زمانهایی بود که از درس خواندن خسته بشوی؟

– یکی از خطراتی که برای داوطلبین کنکور ممکن است رخ دهد و زیاد هم رخ می دهد و خیلی هم برای اطرافیانم دیده بودم که اتفاق می افتد، همین خسته شدن از درس خواندن است. به نظرم ریشه این خستگی در زود شروع کردن و زیاد درس خواندن در ماه های اولیه مطالعه هست. داوطلبین فکر می کنند همان نیرویی که اوایل دارند تا آخر همراهشان است ولی واقعا اینطور نیست. یکی از عوامل موفقیت آهسته و پیوسته خواندن هست. من خودم خیلی حواسم بود که این اتفاق برایم نیفتد و به صورتی مطالعه می کردم تا از درس زده نشوم و تا می دیدم که دارم از درسی متنفر می شوم سریع آن را کنار می گذاشتم و سراغ درس دیگری می رفتم.

 

 

آیا خلاصه نویسی می کردید ؟

– خیر. به خاطر وقت محدودم فرصت خلاصه نویسی نداشتم و اگر هم خلاصه نویسی هم می کردم فرصت مرورشان را نداشتم.

 

 

آیا در آن ایام که درس می خواندید استرس هم داشتید؟

– خیر اصلا. چون خودم را زده بودم به بیخیالی و کنکور را برای خودم مساله بزرگی نکرده بودم که بخواهم به خاطرش استرس داشته باشم. کنکور را نباید پیش خودمان حساسش کنیم. یکی از روش های مدیریت استرس به نظرم همین است. اگر به بدترین چیزی که ممکن است در صورت قبول نشدن در کنکور اتفاق بیفتد فکر کنیم و آن را از لحاظ روانی برای خودمان کوچک و بی اهمیت کنیم، دیگر استرس نخواهیم داشت. البته این مستلزم چند روز امتحان کردن هست و با یک روز نمی توانیم استرسمان را کنترل کنیم.
دو چیز که مستقیما سر جلسه کنکور بر روی ما اثر منفی می گذارد و خیلی هم شایع و تعیین کننده هست ، این دو هست: 1- استرس داشتن 2- درسی را حذف کردن. از این دو مورد باید دوری کرد.

 

نقش برنامه ریزی را چقدر مهم می دانید؟

– برای برنامه ریزی برای کنکور به نظرم یک نکته خیلی مهم هست: اول باید روحیه خودمان را در مطالعه درک کنیم. یعنی بفهمیم با توجه به شخصیتی که داریم روش صحیح مطالعه برای من چگونه هست. مثلا باید بسنجیم آیا ما آدمی هستیم که در حفظیات خوب هستیم یا در حل مسئله، زود خسته می شویم یا دیر، تمرکزمان خوب است یا نه، موزیک بهتر است روشن باشد یا نه و از اینجور سوالات. این را باید پیدا کنیم و طبق آن برنامه ریزی را شروع کنیم. یک برنامه واحد برای همه وجود ندارد. در اینترنت مطالب خیلی مفیدی برای نحوه صحیح مطالعه و روش های مختلف وجود دارد که قبل از برنامه ریزی مراجعه به آنها خیلی کمک می کند.
من خودم روش مطالعه ام را از قبل می دانستم و برنامه ریزی خاصی نداشتم. برنامه ریزی مختصری مانند چارچوبی در ذهنم بود و طبق آن جلو میرفتم. توصیه ام این است قبل از هر گونه گرفتن مشاوره ای از موسسه ای یا ثبت نام در کلاسی، با خودتان خلوت کنید و یک دور دروس را بخوانید ( به صورت عمیق) و بعد از آن تصمیم بگیرید. از قبول شده های کنکور سال های پیش هم پرس و جو کنید تا به بهترین تصمیم برسید.

 

 

هفته آخر چطور گذشت؟

– هفته آخر را فقط به مرور و روزنامه وار خوانی مطالب اختصاص دادم. دو سه تا از کنکور های سال های پیش هم تست هایشان را کامل زدم. در کنار این ها پاسخنامه سوالات کنکور را هم مثل یک جزوه می خواندم بدون آن که به سوالات نگاه کنم.

 

اگر قبول نمی شدید آیا باز هم در این کنکور شرکت می کردید؟

– بله حتما شرکت می کردم چون به این رشته خیلی علاقه دارم و قطعا بعد از یک بار کنکور دادن تجربیات بیشتری دارم تا برای کنکور سال بعد آمادگی بیشتری داشته باشم.

 

به نظر خودتان عوامل موفقیتتان چه مواردی هستند؟

– همراهی دوست خوبم مهران رضایی که تشویقم کرد و کلی مشاوره خوب ازش گرفتم، نحوه صحیح مطالعه، تمرکز زیاد، مطالعه مفید بدون هدر دادن وقت (با توجه به وقت کمی که برای مطالعه داشتم هر نوع هدر دادنی کاملا به ضررم تمام میشد)، اطلاعات عمومی خوبی که در زمینه های مختلف داشتم (به خصوص در مدیریت جهانگردی بسیار کمکم کرد)، استرس نداشتن، درسی را حذف نکردن، پیش زمینه هایی که از زمان لیسانس داشتم، گزینش درست منابع و ….

 

توصیه ای که به داوطلبان امسال کنکور کارشناسی ارشد دارید؟

من مهم ترین توصیه هایم را در خلال پرسش و پاسخ های بالا گفتم. در ادامه میخواهم عرض کنم که از کنکور برای خودتان یک چیز بزرگ نسازید. چون همانقدر که برای خودتان بزرگش میکنید، شکست دادنش هم سخت تر می شود. نکته دیگر این است که اگر واقعا ادامه تحصیل در ارشد به دردتان میخورد، شرکت کنید ولی اگر واقعا لزومی نمی بینید نیازی نیست که حتما ارشد بخوانید. می توانید چند سال صبر کنید و بعد از کسب کردن تجربیات بیشتر با یک انتخاب آگاهانه و درست تر در رشته مناسب به ادامه تحصیل بپردازید.
نکته دیگری می خواهم عرض کنم درباره رشته مدیریت کارآفرینی هست. این رشته به رشته MBA نزدیک هست و در آینده قطعا رشته محبوب و روی بورسی خواهد شد. رشته ای هست که شما را با روح کسب و کار آشنا می کند و آنهایی که دنبال ریسک و هیجان هستند قطعا این رشته به دردشان خواهد خورد.

 

برای مشاهده کارنامه مدیریت کارآفرینی کلیک کنید

برای مشاهده کارنامه مدیریت جهانگردی کلیک کنید

 



لینک منبع